شاه مقصود

کودک که بودم، پدربزرگ یک تسبیح داشت، میگفتند شاه مقصود است، از آن خوبها، از آنهایی که هر دانه اش به قدرى شفاف بود که نور زیبای خورشید، بی پروا از میانه اش رد میشد _ رنگ میگرفت و خودش را پخش میکرد _ روی پوست کودکی های ما ……
نمایش پست

آینه

مادربزرگ میگفت:”خوب نیس دختر همه ش آینه تو دستش باشه.قباحت داره .دختر باید سرش توی دوخت و دوز باشه..یا تو آشپزی یا بافتنی..دختر باید باحیا باشه..” خدا رحمتش کند.. الان که نیست.ولی من با اینکه چهل سالگی را پشت سر گذاشته ام و اگر مثل او در چهارده سالگی ازدواج…
نمایش پست