محسن نامجو نابغه ی غمگینِ مابین موسیقی سنتی و مدرن که البته بهترین کارهایش را با اشعار کلاسیک جادویی حافظ و سعدی خوانده اما همچنان به دنبال بازیگوشی های فرمی در سبک حالا منحصر به فرد خودش هست . حتی اگر در مستند “آرامش با دیازپام ده” رسماً اعلام کرده باشد در عالم هنر و مخصوصاً موسیقی کاری نیست که گذشتگان انجام نداده باشند .  البته بعداً در مقاله ای این مورد را به خاطر آموزش سنتی موسیقی که به سبک فقه..فقه موسیقیای در ایران می خواند ربطش می دهد.

نامجو را نمی شود از موسیقی ایران حذف کرد همچنان که او نمیتواند “دور ایران را خط بکشد”

فضای کاری او مانند طرفدارانش صفر و صدی است . یا یک فن افراطی دو آتشه هستی یا کسی که اصلا کاری به او ندارد . نگاهی عاشقانه توام با حسرت و شوخ طبعی و شکست و حس جدا افتادگی در جایی که چیزهای خوب برای از او بهتران است.

“کورتانیدزه” آخرین تک آهنگ فوق العاده اوست چیزی فراتر از یک ترانه ی ساده . نامجو عشق را همچون کشتی گیر افسانه ای گرجستان همیشه سربلند و قوی و محکم می داند با اسم این کشور که به معنای بسیار زیباست بازی میکند و آن را معشوقه ی زیبای از دست رفته خود می بیند .

اما نکات جالبی نظرم را جلب کرده است که دوست دارم در مورد شان کمی بگویم..

“کورتانیدزه” در عجیب ترین زمان ممکن می آید . زمانی که به قول حاکمان دو کشور روسیه و ایران در بهترین روابط تاریخی پانصد سال اخیر خود به سر می برند . انگار تلنگری باشد تاریخی به این رابطه از دید یک رعیت تبعیدی ، آن هم از بلاد کفر، شیطان بزرگ. امریکا دشمن مشترک هر دو کشور…

ترانه را خود نامجو گفته است . انگار از دید یک بچه شر غمگین که زیادی می داند و از دانستن زیاد شوخی های تلخی هم می کند . قبلا از واتو واتو که از شبکه دو می آمد می گفت و حالا هم هیچ باکی ندارد برای جور درآمدن قافیه از باشگاه فیورنتینا مایه بگذارد . یا حتی ازکلمه انگلیسی give me back در یک نزاع ایرانی روسی استفاده می کند . بماند که این تکه تکه کردن های تاریخی ، گریبان شوروی کمونیست را هم گرفت . اما کلیات این حقیقت تاریخی از غرب می آمد که بنا بود دیگر یک حکومت مقتدر و فراگیر از شرق مخصوصاً یک حکومت دینی علم نشود . آخرینش 1924 خلافت عثمانی در ترکیه بود . زیادی تاریخی شدیم. بگذریم

نامجو همین الان هم با ترانه هایی مانند ترنج  ، زلف ، جبر جغرافیا ، شهر خاموش من و… در موسیقی ایران می ماند و حتی برای دعای مجیر که خودش به شدت اعلام میکند فقط به یاد پدر است نه دین و دلبرهای سیاسی برای حکومت . کاری که شاید در آینده بشود با فاصله در نزدیکی های آثار ماندگار ارزشی و دینی مانند ربنای استاد شجریان یا اذان موذن زاده اردبیلی، قرار بگیرد.

تجربه ثابت کرده نمی شود با پول و تبلیغات آثار شاخص هنری پدید آورد. مانند ح.ز

به قول مرحوم حاتمی : هنر مزرعه بلال نیست . ازکواکب آسمان هم تک و توک ستاره می شوند . الباقی سوسو می زنند.

“کورتانیدزه عشاق چند رنگ” را فقط گوش ندهید . چون فقط یک ترانه عاشقانه تاریخی سیاسی با ریتمی دیوانه کننده و اعتیاد آور نیست . به این ترانه فکر کنید . به آن بخش دکلمه پایانی که از غسل شهادت قبل از آماده باشِ شکست خورده عباس میزرا می گوید که چقدر تصویری ست . چقدر سینمایی ست.

آهنگ کورتانیدزه :

متن ترانه + توضیحات

دانلود آهنگ