دلتنگی ات را حبس کن
مثلِ آخرین نَفَسِ یک غریق

دلتنگی، قاتلِ بی رحمی ست
در گرگ و میش
خرخره ات را
خودت را
خالی می کند از هرچه بوده ای

دلتنگی لالایی فراموشی ست
از سنگِ قبر سنگین تر
از طناب دار نفس گیر تر است

دلتنگی ات را جدی نگیر
خودت را به خواب که بزنی
آرام از کنار تو‌می گذرد
و به گلّه ی همسایه می زند
گرگ آمد!
گرگ آمد!

اما تو هیچ چوپانی را باور نمی کنی
این تنِ دریده، تنِ تو نیست.

شعر : شهرام میرشکاک
دکلمه: امیرعلی علیخانی
موسیقی : Peter Gundry(از آلبوم The Shadow’s Bride)